در برخی نقلها آمده است هر دو فرزند یوسف (منشا و افرایم) از زلیخا بودند. طبق روایات در قرن ۴ قمری، حضرت یوسف( ع) حساس آسنات ازدواج کرد و سرانجام ی این ازدواج، دو فرزند پسر بود که مناسه و افرائیم را اسم داشتند. یک عدد از منتقدان فیلمنامه شما حضرت آیتالله سبحانی هستند. ما از خیلی از بازیگران تست گرفتیم از گزاره خانم طباطبایی، خانم گودرزی، خانم ریاضی و خیلیهای دیگر. حتی اشکالات دقیقتری نیز عنوان میکنند، از گزاره این که میگویند میوه موز صد سال قبل از میلاد مسیح (ع) وارد مصر شده می باشد در صورتی که حضرت یوسف سههزار سال قبل از به دنیا آمدن میزیسته. آیا نقدها ایشان را وارد میدانید؟ خیر. چون ایشان عنوان کردند من در سریال اسرائیلیات میبینم، البته مصداقی برای آن تیتر نکردند. به این ترتیب مطلبی که درستی آن تایید می شود دیگر اسرائیلیات نیست، چرا که اسرائیلیات به این معنی که لاف و تحریف. 9-مخلص شدن منحصر یوسف علیه السلام نیست،می اقتدار دارای پیمودن منش آن حضرت به جایگاه مخلصین نزدیک شد. یعقوب در مقابل السلام تفسیر خواب وی را بازگو کرد و پیشنهاد کرد که رؤیای خود را به برادرانش نگوید. یوسف در کودکی رؤیای عجیبی میبیند؛ رؤیایی که در آن خورشید و ماه و ۱۱ ستاره به جهت او به سجده میافتند. همین کودکی هست به جای آب» (۳۹۳). اتفاقا عدهای از بازی متوسط خانم ریاحی انتقاد می نمایند و میگویند خانم ریاحی در آن سکانس معروفی که کلیه منتظر دیدنش بودند نتوانست چهره زلیخای مغرور، مستحکم و مدبر را به تصویر بکشد. مشاهده کنید همین روایتی که ما در این سکانس ارائه کردیم یکی از یک‌سری روایت مختلفی بود که تیتر شده است. اتفاقا اکثری از علما اساسی بنده تماس گرفتند و روایت اکران دیتا شده را تایید کردند و گفتند این تعبیروتفسیر بهترین نگاه به همین رخداد بودهاست. من به دنبال بازیگری بودم که سن و سالی از وی گذشته باشد و چهرهاش هم بتواند گریم جوانی را بپذیرد و نیز گریم پیری را. حضرت یوسف( ع) از حیث قرآن، جوانی مضاعف قشنگ و خوش سیما بود و به همین خاطر او نزد زلیخا زن عزیز مصر بزرگ شد و زلیخا شیدا ی او شد ولی به علت این که او خویشتن دار بود التماس زلیخا را نپذیرفت. بیان این گزاره اساسی آن عملی که بی اختیار و در اکنون بهت و حیرت از آنان سر زد و به جای میوه ها دست های خویش را بریدند، فرصتی به زلیخا اعطا کرد تا درد دل خویش را به آنها بگوید و علت عشق و علاقه آتشین خویش را به اطلاع آنها برساند و جواب ملامت های بیجایشان را بدهد و چنانکه خدای سبحان فرمود بدانها بگوید: «این میباشد آن جوانی که مرا درباره علاقه او ملامت می کردید و من می گویم که از وی کام خواستم البته او دوری کرد و اگر دستور مرا انجام ندهد باید زندانی شود و از افراد خوار و بی میزان گردد» (۴۱۸). اگر دوست دارید همین نوشتار را داشته باشید و مایل به اخذ دیتاها بسیار بخش اعظم در مورد فرابیمه یوسف اسدی لطفا به مشاهده از وب تارنما ما.