[ad_1]

تصویری از افلاطون برای مقاله ای با عنوان

عکس: استفانل (شاتر استوک)

وقتی جوان تریم ، شاید روابط ما بیشتر بر مبنای جسمی باشد تا بر اساس از نظر روحی و عاطفی. اما در قلب هر رابطه پایدار نوعی عشق وجود دارد و در قلب این رابطه معنوی تعالیم افلاطون فیلسوف قرار دارد.

عشق افلاطونی چیست؟

مطمئناً شما اصطلاح “دوستی افلاطونی” یا “ایده آل افلاطونی” را شنیده اید. اینها اصطلاحاتی است که از افکار افلاطون برگرفته شده است ، اما توسط خود فیلسوف ابداع نشده است. بلکه این ایده که دو نفر می توانند رابطه ای کامل و عاری از لمس جنسی داشته باشند ، ناشی از برون یابی کار افلاطون است ، هم اندیشی، که در آن سقراط درک انسان از عشق را به عنوان یک نردبان توصیف می کند. هر سطح از نردبان نشان دهنده یک سطح بالاتر از عشق است ، از عاشق شدن بدن زیبا تا عشق به زیبایی.

به صورت خلاصه، نردبان به شرح زیر است: عشق به یک بدن زیبا ، عشق به همه زیبایی های ظاهری ، و سپس احترام بیشتر به زیبایی معنوی از زیبایی ظاهری. در نهایت ، این عشق قبل از عشق به زیبایی دانش و پس از آن ، در نهایت ، عشق به زیبایی وجود دارد.

از آنجا که در آن زمان مفهوم سازی شده بود ، اندیشه افلاطون درباره عشق با آنچه امروز آن را درک می کنیم بسیار متفاوت بود. برای مبتدیان ، عشق رمانتیک در قرن 5 یونان مختص روابط همجنسگرایانه بین مردان بود ، که فقط برای رفع نیازهای باروری ازدواج کرده است. ایده عشق به عنوان نردبان در قرن پانزدهم از طریق نوشته های دانشمند ایتالیایی مارسیلیو فیچینو ، که به گفته تخته سنگ، ابتدا اصطلاح “عشق افلاطونی” یا “amor platonicus” را ابداع کرد.

طبق تفسیر فیچینو ، بالاترین مرتبه عشق یک کار جنسی نیست ، بلکه با چیزی واقعی ارتباط داردمعنوی تر ، نوشتن اینكه “عشق بدنبال این بدن نیست ، بلكه عظمت نور الهی را كه در بدن می تابد ، می خواهد و از آن حیرت زده و متحیر می شود.” با این حال ، از قرن شانزدهم ، مفهوم روابط افلاطونی برای توصیف واضح افراد در منطقه دوستی مورد استفاده قرار گرفت ، زیرا عشق افلاطونی ارتباط زیادی با رابطه جنسی ندارد. با این حال ، این فقط سیر تکاملی این اصطلاح است – و ممکن است کاملاً دقیق نباشد.

عشق افلاطونی هنوز شامل یک ارتباط معنوی و عمیق است که متفاوت از مفهومی است که امروز درباره آن زیاد می شنویم. پسندیدن یادداشت های مکالمه، عشق افلاطون احتمالاً بهترین نتیجه را یک مونولوگ در آن دارد هم اندیشی توسط ارسطوفان ، كه اساساً تقطیر كرد كه عشق جستجوی ایده آل افلاطونی یك همسر روح است:

عشق در هر انسانی متولد می شود؛ او نیمه طبیعت اصلی ما را با هم می خواند. او سعی می کند یکی از این دو را بسازد و زخم طبیعت انسان را التیام بخشد. سپس هر یک از ما “نیمی از تطبیق” کل انسان هستیم … و هر یک از ما همیشه به دنبال نیمی هستیم که با او مطابقت داشته باشد.

این اساساً جوهر افلاطونی است ، که Dictionary.com آن را چنین تعریف می کند: “عشق به ایده زیبایی ، که به عنوان تکامل نهایی از میل به فرد و عشق به زیبایی ظاهری به عشق و تأمل در زیبایی معنوی یا ایده آل تلقی می شود.”

در نهایت ، این می تواند شما را در مورد رویکرد شما در یافتن شریک زندگی یا بهبود رابطه با شریک فعلی خود مطلع سازد.

عشق افلاطونی چگونه می تواند به رابطه شما کمک کند

اگرچه رابطه جنسی مهم است ، اما وقتی روابط خود را به عنوان یک همجوشی معنوی در نظر می گیرید ، می توانید افلاطون را در ذهن داشته باشید. شما نه چندان با جسم یک شخص مشارکت دارید ، بلکه روح او ، یا شاید این یک ایده آزادتر و انتزاعی تر از معنی عشق او برای شما است که شعله را داغ نگه می دارد.

جاذبه اصلی – یا اولین قدم نردبان – چیزی است که اتصال را ایجاد می کند یا میل به پیوستن به نیروها را تحریک می کند. از آنجا ، مراحل را مقیاس بندی می کنید تا سطح بالاتری از درک شکل بگیرد. شاید بیش از 2000 سال پیش این هدف واقعی افلاطون نبوده است ، اما مفهوم عشق او ممکن است برای هرکسی که امروز در یک رابطه پیمایش می کند آموزنده باشد.

[ad_2]

منبع: kaheshvazn-khabar.ir