چگونه فهمیدید که بچه دار شده اید؟


تصویر مقاله ای تحت عنوان

عکس: اوگنی آتاماننکو (شاتر استوک)

اگر مدتی در این فضا بوده اید ، احتمالاً می دانید که من والدین کودک 10 ساله ای هستم تنها فرزند من. اما سفر به پدر و مادر کودک طولانی تر و پر پیچ و خم تر از آن بود من فکر می کنم.

است – و چگونه“بچه دار شدن بیشتر سوالی بود که چندین سال روی من و شوهرم معطل بود. اخیراً وقتی به این سوال برخوردم یاد این مبارزه داخلی افتادم ستون مراقبت و تغذیه شیل:

من و شوهرم هنگام رسیدن به فرزند دوم سر دوراهی قرار داریم. ما یک کودک 2 ساله دلپذیر ، سرگرم کننده و شیرین داریم و شوهر من از همه چیز کاملا راضی است و به خصوص نمی خواهد به Baby Land برگردد. و نمی دانم که می خواهم به آنجا نیز برگردم! من بعد از تولد از نظر جسمی و روحی دوران سختی را سپری کردم. با این حال ، ماما به من می گوید که بعید است قسمت جسمی دوباره تکرار شود و من برای قسمت احساسی آمادگی بهتری دارم. اما ما همچنین نگران قیمت دو کودک در مهدهای کودک هستیم. و در حال حاضر ما ریتم خوبی داریم که به نوبت از پسرمون مراقبت می کنیم تا هر دو منتظر بمونیم – و کی میدونه که این دوتایی رو با دو داشتیم؟ من احساس می کنم خیلی نزدیک به صلح با تصمیم برای تمرکز بر روی یک … اما من همیشه فکر می کردم دو تا خواهیم داشت و کنار گذاشتن این دیدگاه کار سختی است. علاوه بر تمام عوارضی که پس از تولد پسرم داشتم ، روزهای کوچک بچه را دوست داشتم و دوست داشتم بدون درد دیگر بتوانم از آن لذت ببرم. تمام بزرگسالانی که من می دانم فقط کودک بوده اند دارای دو یا چند فرزند هستند – که باعث می شود من فکر کنم آنها چیزی را می دانند که من در مورد تلاش برای تنها بودن نمی دانم! من نگرانم که پسرم تنها باشد یا کسی نباشد که کودکی او را درک کند.

بیشتر تجربیات من در این مسئله منعکس شده است ، شروع با چشم انداز اولیه تشکیل خانواده با حداقل دو فرزند ، سپس یافتن یک شیار آسان فقط با یک فرزند و پایان دادن به این نگرانی که مبادا پسرم چیزی را از دست بدهد. هیچ خواهر و برادری در دوران کودکی او مواردی بود که من به عنوان یک خانواده سه نفره کاملاً راضی بودم و مواردی هم احساس می کردم فضای خالی وجود دارد که فقط حضور یک کودک دیگر می تواند آن را پر کند.

من همچنین پدر و مادری را می شناسم که همیشه فکر می کردند دقیقاً چنین خواهند کرد دو کودکان ، اما به طور غیر منتظره احساس اجبار کردند که فکر کنند یک سوم (یا چهارم) داشته باشند به روشی که هرگز تصور نمی کردند. من فکر می کنم این یک تجربه معمول برای والدین است که این مسئله را از هر زاویه ای بررسی می کنند تا به دنبال اعتبار خارجی باشند خوبه برای تغییر مسیر ، ترس از اینکه بعداً ممکن است از هر تصمیمی پشیمان شوید و حتی مجبور شوید از یک غریبه در اینترنت بپرسید: از کجا بفهمم که من واقعاً بچه دار شدم؟

(می توانید بخوانید پاسخ میشل هرمان به این سوال در اینجا، اما در اصل به آنچه باید پایین بیاید برمی گردد ، یعنی: خواستن فرزند دوم ، این چیزی است که شما و شریک زندگی خود باید با هم تصمیم بگیریم ، و اگر تصمیم دارید آن را انجام ندهید ، کاملاً مشکلی نیست. “)

دانستن اینکه تصمیم چقدر برای من پیچیده است – و چقدر بعضی اوقات برای دیگران آسان به نظر می رسید – باعث تعجب من شد که چگونه دیگران به “بله ، کار ما تمام شد!” رسیدند ، البته همه اینها نشان می دهد که انتخاب با خود شماست تنها. گاهی زندگی دخالت می کند و برای شما تصمیم می گیرد ، که در نهایت تصور کردم در مورد من اتفاق افتاده است.

من برای نوشتم سفر ما به عنوان والدین تربیتی کسانی که قصد داشتند از طریق سیستم رفاه کودکان به فرزندخواندگی بپردازند ، اگر شرایط ما را به این روش سوق دهد – اگرچه در نهایت ، پس از دو سال استقرار برای بیش از دو سال ، آنها این کار را نکردند. ما اجازه دادیم پروانه نگهداری از خانواده خود منقضی شود و کودک بیولوژیکی دیگری را نیز محاکمه کنیم. بعد دو سقط ، حتی وقتی دوستانم به من گفتند که ادامه بده ، باورم را از دست ندهی که این اتفاق برای ما بیفتد ، من می دانستم که کار من تمام شده است. ما می توانستیم به تلاش خود ادامه دهیم ، اما برای اولین بار در بیش از هفت سال پدر و مادر ، به اطراف نگاه کردم و گفتم: “بله ، همه ما اینجا آماده هستیم. این یک محیط برای خانواده والبرت است. “من می دانم که به نظر دردناک می آید – و همینطور هم بود – اما در آن لحظه بعد از تصمیم نهایی سرانجام احساس سبکی کردم.

سفر هر خانواده برای تکمیل برای من جالب است ، بنابراین اگر خیلی تمایل دارید ، نظرات خود را با ما در میان بگذارید. آیا همیشه می دانستید که دو بچه می خواهید و ادامه می دادید و فقط آن را داشتید؟ آیا دوقلوها شما را غافلگیر کردند تا حداقل از نظر تصمیمی تصمیم بگیرید بارداری، یکی بودی و تمام شدی؟ آیا فکر می کردید فقط یک مورد را بخواهید و در نهایت به یک سوم برسید (یا بالعکس)؟ آیا شما و همسرتان همیشه در یک صفحه بودید یا باید تصمیم می گرفتید که سرانجام اولویت کدام یک را بدست آورد؟ آیا فرزندان بیشتری می خواستید ، اما ناباروری ثانویه را تجربه کردید که این کار را غیرممکن کرد؟

چطور هستید دانستن وقتی کار با بچه ها تمام شد – یا چگونه می خواهید بفهمید که اکنون چیست؟


منبع: kaheshvazn-khabar.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>