[ad_1]

تصویر مقاله ای با عنوان چگونه فرزند خود را وادار کنیم از دروغ گفتن خودداری کند (و چرا در وهله اول دروغ می گوید)

عکس: BlurryMe (Shutterstock)

اولین باری که والدین کودک خود را در حال دروغ گرفتن می گیرند ، کافی است که قلب او منقبض شود. فرقی نمی کند بشقاب شکسته روی زمین باشد یا آب نبات که خیلی واضح داخل آن خورده و خورده شده است. بیشتر مادران و پدران می خواهند فرزندان خود را با صداقت تربیت کنند. و هنگامی که کودکان بی صداقت هستند ، به راحتی می توان احساس کرد که نتوانسته اید ارزش اصلی اساسی را در فرزند خود القا کنید.

اما این یک خبر خوب است: دروغگویی بخشی از رشد طبیعی کودک است و در واقع در بین کودکان خردسال رایج است. والدین هم همینطور پاسخ می دهد به او ، که معنای صداقت و نحوه استفاده از آن را بعداً در زندگی آموزش می دهد. هنگامی که این اتفاق می افتد ، ما برخی از راه های مقابله با دروغ را به اشتراک می گذاریم و هنگامی که عدم صداقت به یک مشکل واقعی تبدیل می شود ، چه باید کرد.

چرا بچه ها دروغ می گویند؟

کودکان خردسال به پیامدهای اخلاقی دروغگویی پی نمی برند. این امر به این دلیل است که اغلب برای آنها دشوار است که در جوانی واقعی را از خیالی تشخیص دهند – و آنها می خواهند رضایت شما را جلب کنند.

“مرز بین تخیل و واقعیت کمی تاریک تر است [children] از آنچه می تواند برای باشد [adults]دکتر بکی کندی می گوید: روانشناس بالینی و مادر سه فرزند.

او می افزاید که کودکان هربار که فکر می کنند گفتن حقیقت آنها را به دردسر می اندازد ، دروغ می گویند. آنها دروغگویی را راهی برای نزدیک ماندن به والدین خود می دانند ، این امر باعث تضمین بقای بیولوژیکی آنها و امنیت روانی مورد نیاز کودک برای رشد و شکوفایی می شود.

او می گوید: “از نظر تکاملی ، فرزندان ما باید در کنار ما احساس امنیت کنند ، به این معنی که آنها باید احساس کنند که ما آنها را در کنار خود می خواهیم و آنها را دوست داریم.” “اگر گفتن حقیقت باعث می شود آنها احساس شرم و تنهایی کنند ، آنها مجبور به دروغ گفتن می شوند تا بتوانند حس خوب خود را در حال حاضر حفظ کنند.”

وقتی فرزندتان دروغ می گوید چه باید بکنید؟

همانطور که در بالا ذکر شد ، تشخیص صحیح و نادرست برای کودکان خردسال دشوار است و مجازات آنها از ترس می تواند منجر به موقعیت دروغگویی بیشتر در جاده شود. به عنوان مثال ، وقتی کودکی برج بلوک کودک دیگری را به زمین می اندازد و اصرار می کند که این کار را نکرده است ، کندی توصیه می کند که به جای تلاش برای گرفتن دروغ یا متهم کردن آنها به بی صداقتی ، سعی کنید به حرف های او گوش دهید تا اعتماد را جلب کند:

“به آنها بگویید:” اوه ، شما آن را پاره نکرده اید. اگر کسی این کار را کرد ، و من می دانم که شما نیستید ، حدس می زنم اتفاقی افتاده باشد که باعث شد آن کودک برج برادر یا خواهرش را به پایین هل دهد. من تعجب می کنم که این کودک باید چه احساسی داشته باشد. اگر می دانید این کودک کیست ، آیا می توانید به آنها بگویید ناراحت نمی شوم؟ هیچ مجازاتی وجود نخواهد داشت. من فقط می خواهم بدانم چه اتفاقی می افتد تا بتوانیم از تکرار آن جلوگیری کنیم. “

احتمالاً تحت رفتار ناخواسته کودک احساسات دشواری وجود دارد. اگر کودکی معتقد باشد که والدینش به آنچه در درون خود احساس می کنند علاقه مند هستند ، به احتمال زیاد حقیقت را می گویند. کندی از مثال زدن خواهر و برادر بزرگتر به برادر کوچکتر خود و دروغ گفتن استفاده کرد. آنها با فرستادن آنها به اتاق خود ، به جای این که علت حادثه را دریابند ، باور خواهند کرد که والدین فقط به آنچه در بیرون اتفاق می افتد علاقه دارند و آنها را به عنوان یک فرزند خوب نمی بینند. والدین نباید دروغ یا ضربه را توجیه کنند ، بلکه باید بفهمند که چرا حمله کردند.

در برخی موارد ، کودک ممکن است در مورد آنچه بین او و خواهر و برادرش اتفاق افتاده است برای جلب توجه دروغ بگوید. در چنین مواردی ، آنها نقش قربانی را بازی می کنند تا به آنچه نیاز دارند برسند.

کندی می گوید: «احتمال اینکه این کودک دروغ بگوید کمتر است زیرا آنها یاد گرفته اند که والدینشان آنها را فرزند خوبی می دانند و مایلند در مورد احساسات پیچیده تر در رفتار بشنوند.»

سپس این لحظه ای است که هر پدر و مادری تجربه می کند: یکی از والدین به کودک می گوید که نمی تواند کاری انجام دهد ، سپس کودک به والد دیگر می گوید که می تواند ، به عنوان مثال ، وقتی کودکی به پدر می گوید که مادر می گوید آنها می توانند بازی کنند وقتی مادر واقعاً به آنها نه گفت ، iPad را. کندی می گوید موضوع اینجا نیست دستکاری – اعمال نفوذ والدین ، ​​اما درباره کودکی است که تلاش می کند نارضایتی خود را در زمان کمتر جلوی صفحه تنظیم کند.

او توضیح می دهد: “دروغ گفتن برای اجتناب از رنجی است که می خواهید و ندارید.” “به جای عصبانی شدن از اینکه می خواهند شما را فریب دهند ، با آنها بحث کنید که می فهمید” نه “شنیدن برای آنها دشوار است و آنها باید بسیار ناامید شده باشند.

وقتی دروغ بیش از حد پیش برود چه اتفاقی می افتد؟

اگر این رویکرد در تلاش برای درک است چرا دروغگویی کودک دروغگویی را در واقع محدود نمی کند ، وقت آن است که به کودکان اطلاع دهیم که عواقبی برای اقدامات آنها در پی خواهد داشت. به گفته دکتر متیو رز ، روانشناس موسسه ذهن کودک ، مجازات نباید بیش از حد باشد ، اما باید به دروغ و همچنین به آنچه دروغ گفته اند مربوط شود. به عنوان مثال ، اگر یک نوجوان ادعا می کند که تکالیف خود را انجام داده است اما انجام نداده است ، باید به خاطر عدم صداقت خود مجازات شود و ملزم به تکمیل کار خود شود.

اما رز همچنین خاطرنشان می کند که کودکان باید بدانند که گفتن حقیقت مجازات را کاهش می دهد ، به عنوان مثال ، هنگامی که یک نوجوان دروغ می گوید که به مهمانی می رود ، اما بعداً به دلیل مستی ، سرپرستی را برای انتقال به خانه فرا می خواند. راه رفتن خوب است وقتی کودکی در جایی که دروغ گفته دروغ گفته باشد ، اما با رانندگی نکردن در حالت مکرر کار درستی را انجام داده است. والدین می توانند به کودکان اطلاع دهند که مجازات آنها به دلیل صداقت بسیار کاهش می یابد.

چگونه صداقت را به یک ارزش تبدیل کنیم

دکتر کارول برادی ، ستون نویس به موسسه ذهن کودکان گفت که والدین باید به کودک اطلاع دهند که کمال یک انتظار نیست. بردی یک “بررسی حقیقت” ارائه می دهد که در آن ، پس از دروغگویی کودک ، والدین چند دقیقه به آنها فرصت می دهند تا در پاسخ خود تجدید نظر کنند.

والدین نیز می توانند چنین چیزی بگویند: “من از شما س askالی می پرسم و شاید شما چیزی را به من بگویید که واقعاً نمی خواهم بشنوم. اما به یاد داشته باشید که رفتار شما آن چیزی نیست که هستید. من شما را دوست دارم به هر حال و گاهی اوقات مردم مرتکب اشتباه می شوند. بنابراین من می خواهم شما در مورد پاسخ صادقانه به من فکر کنید. ”

بردی این روش را برای یک دروغگوی مزمن توصیه نمی کند ، اما می تواند تا حد زیادی در اهمیت اهمیت گفتن حقیقت و صداقت صادق باشد.

[ad_2]

منبع: kaheshvazn-khabar.ir