[ad_1]

تصویری برای مقاله ای تحت عنوان 7 راه برای فهمیدن اینکه شما والد سمی هستید (و چه کاری باید در مورد آن انجام دهید)

عکس: لورا جاست (شاتر استوک)

برچسب ها راهی برای نفوذ به زبان ما دارند. در ابتدا ممکن است بخواهیم رفتاری را توصیف کنیم ، خصوصاً رفتاری که مطلوب نیست. اما وقتی یک برچسب بارها و بارها استفاده می شود ، توصیف رفتار متوقف می شود و در عوض آن رفتار را به عنوان حقیقت اساسی در مورد شخص دیگر اعلام می کند. با بچه ها در مورد مواردی مثل این صحبت می کنم کم رو، گزیننده، یک دنده، استبدادیا طفل گریان.

کودکان همانطور که انتظار داریم راهی برای افزایش (یا سقوط) دارند. دختری را رئیس بنامید و او یاد می گیرد که نظر خود و اشتیاق ذاتی خود را برای رسیدن به خودش حفظ کند. پسری را با گریه فراخوانی کنید و او یاد می گیرد احساسات خود را در درون خود پر کند. کودک را یک خورنده خوار بنامید و او در برابر امتحان چیزهای جدید مقاومت بیشتری می کند. بعضی اوقات این برچسب ها به روشی خیرخواهانه بیرون می آیند. ما خجالت می کشیم که جیمی به عمو سال ، که دو سال است او را ندیده است ، سلام نمی کند ، بنابراین ما آن را به عنوان کمرویی توضیح می دهیم. اما کودکان حرف های ما را به عنوان یک واقعیت مطلق می پذیرند و احتمالاً آنها دقیقاً همانطور که فکر می کنند ما خودشان را می بینند ، خواهند دید.

همچنین ، از جهانی سازی زبان خودداری کنید به عنوان “همیشه …” یا “هرگز …” اگر کودک می داند شما آن را بخشی اجتناب ناپذیر و داخلی می دانید ، تلاش برای تغییر رفتار کودک انگیزه آور یا حمایت کننده نیست. آنها هستند. درعوض ، می توانید جملاتی مانند: “به نظر می رسد ناامید شده اید وقتی …” یا “چگونه می توانم به شما کمک کنم …؟” این تفاوت بین نسبت دادن رفتار یا واکنش عاطفی به عنوان یک قسمت ثابت از آنهاست. به چیزی موقعیتی که از طریق آن می توانید به آنها کمک کنید.

[ad_2]

منبع: kaheshvazn-khabar.ir